ابو طالب حسينى تربتى
94
تزوكات تيمورى ( فارسى )
كرد و پنج هزار سوار ديكر هم فرستاد و در مقام استيصال من درآمد و ازين جهته غيرت سلطنت من طغيان كرد كه قلعه قرشى را از وي بكيرم بعضي امراي من كنكاش دادند كه رفته بجنك قلعه را مسخر كردانم من كنكاش كرفتن قلعه قرشي را چنين كردم كه اكر خواهم كه بجنك مسخر كردانم مبادا چشم زخمي بلشكر من برسد و در جنك چند خطر بخاطر من خطور كرد جنك را طرح كردم و كنكاش درين ديدم كه بجانب خراسان متوجه شوم تا خاطر قلعه داران جمع شود و آنكاه بركشته ايلغار كنم و شبخون بقلعه برده مسخر كردانم و كوچ نموده متوجه خراسان شدم چون از آب امويه عبور نمودم كارواني از جانب خراسان آمده بود و متوجه قرشي ميرفت و قافله سالار آن كاروان ارمغاني به من آورد من از احوال امراي خراسان از وي پرسش كردم و رفتن خود را بولايت خراسان بوى اظهار نمودم و ايشانرا رخصت دادم و جاسوسي همراه كاروانيان كردم و خود در كنار آب مقام نمودم تا آنكه